ناصر الدين شاه قاجار

143

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

متصل آدم مىرفت كه اسب بياورد . والدهء شاه آمد . شاهزاده‌هاى كربلائى را حضور آورد . يعنى حرم كه رفتند والدهء شاه رسيد . چادر گلين خانم ، گلين خانم زيارت نرفته بود . به همين جهت ديوانخانه را قوروق كرديم . والدهء شاه آمد هزار پيرزن مندرس كهنه ، عقب سرش . حاجى شاهزادهء معروف زن حاجى ميرزا آقاسى ، سلطان بيگم خانم دختر نايب السلطنهء مرحوم كه خواهر « 1 » نصرت الدوله است . زن عيسى خان والى مرحوم . ام الخاقان ، دختر فرمانفرماى فارس . واقعا زن بامزه‌اى است . تيمور ميرزاى ماده‌اى است . نوهء ام الخاقان دختر خوبى بود . بانمك بود . عمه مقبوله « 2 » زن مرحوم سيد سعيد كليددار حضرت عباس ، با دخترش كه زن يكى از خدام است . دخترش رخت عربى خوشگلى پوشيده ، گيسوها ريخته ، سرخ و سفيد بود خوش قد و بالا و تركيب [ بود ] . اما در هردو رو يك سالك داشت . يعنى جاى سالك مانده بود . روى هم رفته چيز خوبى بود . دختر اسمعيل ميرزاى پسر حاجى محمد ولى ميرزاى مرحوم هم بود . دختر بانمك خوبى بود . او هم رخت [ 386 ] عربى پوشيده بود و شوهر هم داشت . مهرنوش خانم كه قديم زن ايلخانى بود در عهد شاه مرحوم ، با همين ابرو و چشم او را مكرر ديده بودم . حالا هم با همان غمزه و ابرو و چشم آمده بود . اما پير يائسهء « 3 » غريبى است . اسمعيل ميرزا از پسرهاى بزرگ حاجى محمد ولى ميرزاست . يك چشم احول « 4 » بابا [ قورى ] عمامهء كوچك سفيد ، بسيار كريه منظر است . بسيار كثيف شاهزاده‌اى است . شاهزاده شمس الدولهء كه در نجف بود حاجيه والدهء سيف الملك كه در نجف بود . زن‌ها هم آمده بودند . زن پير تلخى بود . والدهء شاه [ به او ] مىگفت شاه بىبى . تا باز بپرسم كه دختر كيست . اينجا خواهم نوشت . شاهزاده رشتى خودمان ، چند نفر زن ديگر بودند . كه در خاطرم نماند فرستادم دولچه را ، تيمور ميرزا را آورد با ام الخاقان و . . . قدرى صحبت بىمزه كردند . تيمور تب داشت . ناخوش بود . بعد والدهء شاه و . . . رفتند

--> ( 1 ) . اصل : خاهر ( 2 ) . اصل : مغبوله ( 3 ) . اصل : يااسه ( 4 ) . احول : چشم چپ